خرید بک لینک

در ادامه، هر آنچه باید درباره «سال57 یا 95؟» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

چند روزی داشتم فکر میکردم و توی تاریخ انقلاب سال57 سرچ میکردم بد نبود یه دغدغه و سوال جدید برام مطرح شد. سوالی که برام مطرح شد این بود که چرا سال 57 با اون همه خفقان حاکم و بگیرو ببند های ساواک و انصافا اشرافیت اطلاعاتی خوبی هم که روی انقلابیون یا از دیدگاه خودساواک شورشی های علیه شاهنشاه بوده جوانان به خودشون جرات و جسارت میدادن و علیه حکومت برای دفاع از دین و آرمان هاشون کارهای انقلابی می کردن؟

 

مدتی فکر کردم، فقط یک جواب تونستم به این سوال خودم بدم، اون موقع مساجد هدف داشتند از طرفی جامعه روحانیت هم شکل مردم بود، جوانان در مسجد نوارهای حضرت امام رو پخش میکردن، یا محل تقسیم شب نامه و دریافت آخرین اخبار از بگیر و ببندها بود. از طرف دیگه، روحانیت هم کیش مردم بودن و خبری از کبر و غرور نبود.

الان متاسفانه مساجد هدف ندارند، کار فرهنگی نمیشه، روحانیت جذبه ای نداره، ورد زبون برخی روحانیون شده حرام است حرام. خب معلومه جوانان فراری میشن، اکثر جوانان دنبال هدف هستند و مساجد میتونه بهترین مکان برای رشد جوانان باشه. متاسفانه ما فکر میکنیم مسجد محل نماز و قرآنه، درصورتی که میتونه بهترین پایگاه علمی باشه، همه ما حداقل یک بار داستان معروف پیامبر رو شنیدیم که وارد مسجد شدند، دیدند اهل مسجد دو گروه هستند یکی که بحث علمی میکنند و دیگری عبادت. همه تصور داشتند پیامبر وارد گروه اهل عبادت بشن اما عکس تصور همه پیامبر رفتند و بین اهل علم و تفکر نشستند و اون حدیث معروف یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است رو فرمودند.

خب مساجد میتونه بهترین پایگاه علمی باشه، مباحث دینی، مباحث سیاسی، مباحث روز، مباحث علمی به روز شده توسط افراد متخصص، اینجوری هم پای نخبگان به مساجد به صورت گسترده باز میشه هم پای جوانان. میشه زمان های امتحان توسط خود جوانان کلاس هایی مثل ریاضی و فیزیک و... برگزار کرد و به صورت رایگان افرادی که بضاعت مالی ندارند با همکاری مراکزخیریه و کمیته امداد معرفی بشن به هر مسجد. طرح های تابستانه میشه برگزار کرد و کلاس های نجوم و فیزیک و شیمی گذاشت، درکنارش کلاس های سیاسی و فضای مجازی.

متاسفانه از طرف دیگه جامعه روحانیت دچار آفت غرور شده، همه ما اون داستان معروف پیامبر رو هم حتما یک بار شنیدیم که روزی وارد مسجد شدند، مسجد خیلی شلوغ بود و فقط پشت درب جا بود و پیامبر همونجا نشستن و یکی از صحابه از بالای مسجد اومدند تا جاشون رو بدن به پیامبر اما ایشون قبول نکردند و گفتند اینجا سهم من بوده، اما متاسفانه الان جامعه روحانیت(همه نه برخی ها) وای به روزی که بالای مسجد جا گیرشون نیاد، برخی ها هم دریغ از یک لبخند انگار نه انگار همیشه پیامبر لبخند به لب داشتند. متاسفانه متاسفانه جامعه روحانیت ما نسبت به سال57 خودش رو یه تافته جدابافته پیدا کرده.

توی اربعین 94 که مرز چزابه بودیم، دوتا روحانی توی موکب بغل ما بودند، یه مسن تر و یه جوون، جوونه برج زهرمار بود و مسن تری اینقدر شوخ طبع بود که التماسش میکردیم بیاد باهامون غذا بخوره. شب ها جوونه میرفت تو لاک تسبیح و دعا، مسن تری میومد پیش ما مینشست و چون ما شیفتی تا صبح بیدار بودیم تقریبا تو اون ده روز من شبا رو میتونستم شب بیداری بکشم با دوست گلم آقا سجاد مینشستیم کنار آتیش و با حاج آقا بحث های به روزی میکردیم که ماشاالله حاج آقا هم با شیرین زبونی قانعمون میکرد خیلی وقتا و خیلی وقتا هم قانع میشد که روحانیت دچار آفت تکبر شده.

 

ان شاالله روزی برسه که باز هم مساجد کانون اهداف علمی بشه و هر نخبه ای بلند فریاد بزنه من از توی مسجد علم رو آغاز کردم تا به اینجا رسیدم.

روزی برسه که جامعه روحانیت مثل روحانیون57 هم رنگ مردم بشن و غرور و تکبر که آفت اصلی فساد آدمی است را کناربگذارد.

برچسب: نویسنده: حسین کوهی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 9:40

صفحه بندی